محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1012

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كوبيده بران نثار كرده مجموع آن را در يك روز تناول نمايند مجرّب النّفع سفوف براى وجع اذن صنعت آن هيل‌بوا نانخواه فلفل سياه هر سه مساوى نرم كوفته و بيخته قدرى در كوش بريزند و فطور شيرهء اينها اينها نيز مفيد است [ سفوف تاليف مير محمّد مومن صاحب تحفة المؤمنين ] سفوف تاليف مير محمّد مومن صاحب تحفة المؤمنين جهت تب دق و سل و سرفه كه با تب باشد و جهت لينت طبع و منع نزلات حارّه مجرّب قدر شربتش دو مثقال است صنعت آن باقلا هفت مثقال كثيرا نشاسته صمغ عربى تخم خطمى مغز تخم كدو مغز تخم هندوانه ربّ السّوس مغز دانهء به طباشير سفيد مغز تخم خيار لحية التّيس كل ارمنى از هريك چهار جزو خشخاش سفيد سرطان محرق از هريك ده جزو مغز بادام اقاقيا كلنار از هريك دو جزو سفوف سازند سفوف جهت درد سپرز كه با حرارت باشد از حكيم مير محمّد زمان مرحوم صنعت آن كل سرخ باركبر از هريك سه جزو كه يك شبانه روز در سركه خيسانيده و خشك كرده باشند زرشك بيدانه بو داده سه جزو بورهء ارمنى اسقولوقندريون از هريك دو جزو اكر نباشد بدل آن بيخ كبر تخم كرفس از هريك دو جزو با ثمرة الطرفا و غاريقون از هريك يك جزو كنند شربتى آن يك مثقال و نيم تا دو مثقال با شير شتر يا ماء الجبن يا آب چوب كز با سكنجبين بنوشند باب السّين مع القاف سقمونيا بضمّ سين مهمله و فتح آن نيز امده و سكون قاف و آن را به عربى محموده نامند عصارهء نبات پر شير است كه شاخهاى بسيار از يك بيخ ميرويد به قدر سه چهار زرع و بر روى زمين پهن مىشود و بعضى مكان كاه باشد كه راست ايستد و ظاهر آن با رطوبت چسبنده و بركش مثل برك لبلاب و نرم‌تر و سبزتر و باريك‌تر از آن و كلش سفيد مستدير و ميان تهى و ثقيل الرّائحه بيخش سفيد به قدر زردك عظيم حجم و كوتاه و بدبو پر از رطوبت و چون ابتدا بيخ او را قطع كرده اطرافش از خاك خالى نموده بركها فرش كنند رطوبت لبنى آن در بركها جمع شده بردارند و و بهترين آن صاف سبك وزن پر سوراخ شبيه باسفنج است كه زود ريزه شود و مايل بزردى و كبودى و سفيدى باشد و محلول آن در آب سفيد شود و زبون‌ترين آن چرمغانى است كه از بلاد چرمغان ميخيزد و سياه آن قتال است هرچه بصفات مذكوره نباشد مصنوع از شير تيوحات خواهد بود و قوت غير مشوى آن تا سى سال باقيست و بعد از آن قوّت مسهلهء آن زايل كرديده مدّر مىشود و مشوى آن تا سه سال قوت باقى است و شرطست كه در ميان سيب و به خمير تشويه كنند و با مثل اين مصلحات استعمال نمايند مصطكى عود كثيرا و زنجبيل و بنفشه و صبر و روغن بادام و ابن تلميذ سناء مكّى و انيسون را بهترين مصلحات دانسته‌اند و در محرورين با عصارهء كل سرخ و رب به استعمال نمايند و بايد مبالغه در سائيدن او نكنند كه باعث ضعف فعل آنست و اكر در محرورين ضعيف القلب و اطفال ضعيف الاحشا و در هواى بسيار سرد و بسيار كرم استعمال آن نكنند اولى است در سيّم كرم و در اخر دويّم خشك مسهل صفرا و لزوجات مخلوط بان و جاذب از اقاصى بدن و مقوى فعل هر مسهلى و بغايت سريع العمل و قاتل جنين و كرم معده و جالى و محلّل و منضج و مدر فضلات و جهت كزيدن عقرب شربا و ضمادا نافع و با مثل آن تربد چون با شير بنوشند جهت اخراج اقسام كرم معده و امعا مجرب و با لاجورد جهت امراض سوداوى و با زنجبيل و تربد جهت مواد بلغمى نافع زيادهء آن مضرّ دل و معده و امعا و مورث تشنكى و كرب و غم و رافع اشتها و زياده از نيم درهم آن كشنده است و ضماد آن جهت برص و بهق و با روغن بادام جهت درد سر و با روغن زيتون جهت خراجات و با عسل جهت عرق النّسا و با سركه جهت قوبا و صداع ضربانى و با زهرهء كاو و ترمس مطبوخ چون بر حوالى ناف طلا كنند جهت اسهال نمودن اطفال و ضعيف الاحشا مؤثّر و بيخ آن محرق و محلّل و ضماد آن جهت برص و درد مفاصل و تحليل اورام نافع و ضماد برك آن در افعال ضعيف‌تر از بيخ آن و فرزجه جميع اجزاى آن مخرج جنين و قاقل آن قدر شربتش از نيم‌دانك تا دو دانك و از بركش تا يك درم و بدلش يك وزن و نيم آن صبر زرد و نيم وزن آن هليلهء زرد و كويند لاغيه بدل آنست و چون سقمونيا را با كلاب و آب سماق و به سائيده قرص كنند به همه جهت بيغايله است و خوردن دو مثقال از بهى كه در آن محموده را مشوى كرده باشند با قدرى بنفشه جهت جميع امراض صفراوى و رفع تبها مفيد است و بىمضرّت است [ دستور مشوي نمودن سقمونيا ] دستور مشوي نمودن سقمونيا آنست كه ميان سيب يا بهى را خالى نمايند و سقمونيا آن مقدار كه در ميان آن سيب يا به كنجد پر كنند و در پارچهء كتانى بسته در خمير كيرند و در ميان تنورى كه بكرمى معتدل باشد بكذارند كه خمير پخته كردد و برشته شود پس براورند و خمير را از سيب يا بهى جدا كنند و سقمونيا از ميان آن بيرون اورند و در سايه خشك سازند و بعد از آن استعمال نمايند و اكر به يا سيب نباشد در پوست تخم مرغ كه سر تخم را سوراخ كرده آنچه در اندرون آنست براورده پاك شسته سقمونيا را در آن كذاشته آب به يا سيب يا هر دو بر بالاى آن ريخته سر تخم را بند كرده بخمير كرفته تشويه نمايند و بخمير تنها نيز تجويز نموده‌اند و حكيم ارزانى كفته كه اكر به و سيب بهم رسد با بنفشه سائيده استعمال نمايند حقير كويد در اين صورت اكر اوّلا در پوست تخم يا در خمير كرفته تشويه كنند بعد از آن با بنفشه سائيده استعمال نمايند بهتر است فصل در بيان نسخ جوارشات سقمونيا [ جوارش سقمونيا مشهور بجوارش اسقف ] جوارش سقمونيا مشهور بجوارش اسقف خفقان و باد بواسير و اوجاع خاسره و حالبين و قولنج را سودمند بود و بادها كه در معده باشد بكشايد صنعت آن سقمونياى مشوى تربد سفيد تراشيده بروغن بادام چرب كرده از هريك پنج مثقال فلفل قاقله از هريك سه مثقال زنجبيل دارچينى امله بسباسه قرنفل جوزبوا از هريك دو نيم مثقال مرّمكى دو مثقال شكر طبرزد پنج رطل عسل كف كرفته دو چندان ادويه اجزا كوفته و بيخته معجون سازند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى از دو مثقال تا چهار مثقال و در نسخهء ديكر مرّمكى داخل نيست و در نسخهء ديكر افتيمون اقريطى يك مثقال و نيم داخل ادويه كوفته يك رطل شكر طبرزد را كوفته بان مخلوط كرده مجموع را با عسل بسرشند شربتى تام از آن چهار مثقال و در نسخهء ديكر وزن شكر طبرزد در اين جوارش نيم رطل است كه رطلى يك‌صد و بيست و هشت درم و نيم است و در قرابادين قلانسى مسطور است كه شربتى از اين جوارش جهت هضم دو درم است به جهت اسهال شش درم مزاجش كرم و خشك در اوّل درجهء سيّم [ جوارش سقمونيا مشهور بجوارش هندى ] جوارش سقمونيا مشهور بجوارش هندى اوجاع مفاصل و نقرس و وجع ظهر و قولنج را نافع بود صنعت آن سقمونياى مشوى ده درم جوزبوا قاقلهء كبار دارچينى زنجبيل قرفه نارمشك فلفل از هريك پنج درم تربد سفيد تراشيده مصمغ بيست درم تربد را بروغن بادام چرب نموده اجزا كوفته بيخته بعسل سه وزن ادويه بسرشند جوارش سقمونيا ديكر از محمد بن زكريّا قولنج ثفلى و ريحى را نافع باشد صنعت آن سقمونياى مشوى يك دانك تربد سفيد يك درم مصطكى يك دانك زنجبيل دارچينى فلفل از هريك نيم دانك با قند بسرشند مجموع يك شربت باشد جوارش سقمونيا براى وجع مفاصل و خاصره بىنظير است صنعت آن سقمونياى مشوى تربد سفيد مدبّر از هريك هفت و نيم درم دارچينى املهء منقى بسباسه مصطكى رومى قرنفل جوزبوا از هريك چهار درم و نيم فلفل سياه زنجبيل از هريك چهار درم ادويه را كوفته و بيخته با سه چندان عسل بسرشند شربتى جهت هضم طعام دو درم و از براى اسهال شش درم [ جوارش سقمونيا مشهور بجوارش قيص قولنج و نقرس را نافع باشد ] جوارش سقمونيا مشهور بجوارش قيص قولنج و نقرس را نافع باشد و اخلاط غليظهء لزجه را دفع كند و بلغم بكدازد صنعت آن سقمونيا دارفلفل زنجبيل هليلهء زرد تربد سفيد از هريك دوازده درم قند سفيد شانزده درم